خرید بک لینک
ازش پرسید : میخوای بمونم اینجا ؟بهش در جواب گفت : موندن و نموندن ات چه فرقی به حال من میکنه ! میدونی گاهی وقت ها نمیدونم چطور باید توضیح بدم که دلم لک زده برای اینکه یکی بشه در نقش تصمیم گیرنده تمام کارهای بیخودی و باخودی زندگیم . یکی که به آدم بگه این کار رو بکن و این کار رو نکن.یکی که بگه دیروقت

برچسب: نویسنده: هلیا عباسی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 18:50

آن روزها که بوتاکس حالت چشم هایمان را عوض نکرده بودو عمل های جراحی گونه هایمان را برجسته و بینی هایمان را کوچک،و لب هایمان با ژل های موقتی پف نمی کردآن روزها که ابرو و مژه و ناخن و سینه و موی مصنوعی نداشتیم؛آدم های آرام تری بودیموسواس زیباتر شدن نداشتیمخودمان بودیمو چشم هایمان وقتی زن زیبایی می دی

برچسب: نویسنده: هلیا عباسی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 18:50

توی کتابی که عیدی گرفته بودم خواندم آدم برای رسیدن به آرزوهایش باید آنها را بنویسد.اما قبلش، باید خودش را خوب به خدا معرفی کند.تاکید کرده بود که نوشتن آرزوها، فرشته ها را به تکاپو میاندازد تا برآوردهاش کنند. همان موقع، کتاب را انداختم کنار، سررسیدم را باز کردم و نوشتم: خدای مهربان. این لیست آرزوه

برچسب: نویسنده: هلیا عباسی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 18:50

اسمون دلش گرفته دوست داره فقط بباره همدم من توی شبها هست فقط ستاره قاصدک حرفمو گوش کن بهش بگو چشمام به راهه بگوازوقتی که رفته دستای من بی پناهه صورت تو زیربارون هنوزم برام قشنگه وقتی که بریدی ازمن عرش اسمون ترک خورد گریه های شوم ابرا تا ابد واسم رقم خورد عشق من دنیام خسیسه واسه من بد مینویسه

برچسب: نویسنده: هلیا عباسی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 18:50

بی تو یه شبگرد کورمتو بیا نگو که دورم میبینی که من همونمقول میدم پیشت بمونماگه تو باشی کنارمسرِ خوشبختی سوارم من واست از عشق میخونمکه ببینی من همونم خونه بی توسوت وکورههمه چیز مثل تو دوره وقتی تو پیشم نباشیمنم و یه حوضِ کاشی میدونم سخته جداییمیدونی میخوام که باشی شعله این عشق پاکمتو دلت اتیش به پا ک

برچسب: نویسنده: هلیا عباسی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 18:50

صفحه بندی